کُوچینگ در مقایسه با سایر حرفه ها از شیوه متفاوتی برای بهبود توسعه فردی استفاده می کند که شامل دو ویژگی کلیدی زیر است:

۱- گفتگوها

۲- پرسش ها

گفتگوها

ماهیت کُوچینگ در این ویژگی همه آن مکالماتی است که بین ما و کُوچ مان رد و بدل می شود و خانم لورا ویتوِرس ( Laura Whitworth ) نویسنده چاپ سوم کتاب Co Active Coaching  از آن به “ گفتگوی قدرتمند ” یاد می کند.

مطمئناً همه ما در اکثر مواقع در حال مکالمه هستیم و بیشتر آنها مبتنی بر مناسبات و روابط اجتماعی، صرف وقت و رد و بدل کردن اطلاعات است اما گفتگوهایی که در فرآیند کُوچینگ صورت می گیرد بسیار نیرومند است چرا که هم کُوچ و هم مُراجع در طول مدت گفتگو کاملاً متمرکز هستند و تمام انرژی شان را هدایت شده در یک شیوه تمرکز یافته می یابند.

در حقیقت، همانطور که در ادامه می بینیم گفتگوهای کُوچینگ از قبل برنامه ریزی شده و در یک مسیر هدایت شده برای بدست آوردن بهترین نتیجه از آنها صورت می گیرد.

به این شکل که مُراجعین، پیش از گفتگو یک برنامه کلی کُوچینگ پیرامون موضوعات مهم و حائز اهمیتشان برای دستیابی به خروجی مورد انتظار در طول مدت جلسه گفتگویشان با کُوچ طرح می کنند و همچنین آنها از یک برنامه پیگیری کُوچینگ بعد از جلسه نیز به منظور اطمینان از تثبیت و نهادینه شدن نتایج جلسه منجمله هرگونه اقدام عملی ای که نسبت به آن متعهد شده اند تبعیت می کنند.

پرسش ها:

گفتگوهای جلسه کُوچینگ به نحوی، متفاوت از مکالمات معمول ما و به شیوه یِ دیگری است. این گفتگو ها، مشتمل بر طرح سوال از جانب کُوچ و پاسخ از طرف مُراجع است.

شیوه پرسش و پاسخ سُقراطی قطعا دارای یک سنت دیرینه است، در قرن پنجم پیش از میلاد سُقراط از قدرت پرسشگری به منظور برانگیختن مباحثه کنندگانش جهت کشف اعتقادات و باورهایشان و بر ملاکردن اشتباهات استدلالی شان استفاده کرد.

اما چرا کُوچ ها تمایل به شیوه پرسش و پاسخ سُقراطی به جای اظهار نظر و ارائه دستور العمل دارند؟
اُ.کانُور و لاجِِس ( O’Connor and Lages, 2007 ) استدلال می کنند که چنین سوالاتی، جذاب، وسوسه انگیز و غیر قابل مقاومت هستند:

اینکه آیا مُراجعین، موافق یا مخالف هستند، پاسخ بله یا خیر می دهند آنها را مجبور به فکر کردن می کند.
پرسش ها نشانگر هایی هستند که کُوچ را به لایه های تاریک ذهن مُراجعینش هدایت می کند.
سوالات، ما را مجبور به فکر کردن به خودمان می کنند، فکر کردن به آنچه که از ما خواسته شده است، فکر کردن به اینکه به کجا می خواهیم برسیم.

پرسش ها باعث آگاهی ما از واقعیت کنونی اطرافمان و خود آگاهی از آنچه در درون ما در حال وقوع است می شوند.

اُ.کانُور و لاجِس بسیار موجز و عالی این موضوع را توضیح می دهند:

 زمانی که به مردم چیزی گفته می شود [ توصیه ای می شود ] آنها مجبور نیستند که فکر کنند و به همین دلیل هم آگاهی، انگیزه یا خلاقیت کمتری ایجاد می کند، سوالات قدرتمند اما باعث پیدایش و توسعه هر سه ویژگی می شود

یک گفتگوی قدرتمند با کُوچ، نگرش شما، چگونه انگیزه گرفتن شما و اینکه چه مواردی مانع پیشرفت شما هستند را آشکار خواهد کرد.

پرسشگری قدرتمند، به شما و کُوچ تان کمک خواهد کرد که فعالیت ها و برنامه های اجرایی مناسبی را به منظور دستیابی به اهدافتان اتخاذ کرده، توسعه دهید.

همچنین شما، شروع به دیدن و فکر کردن به هر آنچه در اطرافتان هست به شیوه ای واضح تر و متعادل تر خواهید کرد.

بنابراین، وقتی شما با یک کُوچ کار می کنید با حجم زیاد گفتگو و پرسشگری مواجه خواهید بود.

عمدتاً این جلسات به شیوه ی تلفنی صورت می گیرد هر چند که می توانید این جلسات را به صورت حضوری و رو در رو و یا به صورت آنلاین هم در اختیار داشته باشید.

ارسال نظر

آدرس ایمیل منتشر نخواهد شد .فیلد های ستاره دار ضروری می باشد