نسل پایه ( ۱۹۶۰ – ۱۹۷۰ ):

نسل پایه آن افرادی را که ایده هایشان الهام بخش نظریه ها و مُدل هایی که نهایتاً به کُوچینگ تسری پیدا کرد را شامل می شود، زمانی که ما شروع به صحبت کردن در مورد زندگیمان با استفاده از استعاراتی از ورزش کردیم، حقیقت این است که استفاده از استعاره کُوچینگ الهام گرفته شده از عمل مربیگری ورزشی است.

یک کُوچ، به معنای هر نوع معلمی از حدود سال ۱۸۳۰ بود، احتمالاً یک ایده توسعه یافته از جابجایی مردم از یک مکان به مکانی دیگر و در ارتباط با معنای اصلی کُوچ  (Coach: A horse-drawn carriage Oxford English Dictionary  که یک وسیله نقلیه بود، یک کلمه قرض گرفته شده در زبان انگلیسی در اواسط قرن شانزدهم میلادی ) و درباره دیگر انواع کُوچ ها هم مورد استفاده قرار می گیرد.

اما به طور قطع رایج ترین استفاده آن در جامعه معاصر به کاربرد آن در مربیگری ورزشی مربوط می شود.

بدون شک، مهم ترین دلیل شکل گیری و تولد کُوچینگ و ورود آن به دیگر حوزه های زندگی شخصی و کاری متأثر از مربیگری ورزشی بود.

کتاب آقای تیموتی گالوی (Timothy Gallwey’s book ” The Inner Game of Tennis ” , 1974 )  که به طرز چشم گیری به عنوان موثر ترین عامل توسعه کُوچینگ مورد اشاره قرار گرفته است درباره این موضوع صحبت می کند که در بازی تنیس تنها حریفِ آن طرف تور نیست که به رقابت و مقابله با شما می پردازد بلکه شما، یک حریف داخلی و یا یک منتقد درونی هم دارید که ذهن شما به آن شکل، فرصت ظهور و قدرت نمایی می دهد، ندایی درونی که قضاوت و انتقاد می کند و هر حرکت شما را حدس می زند، در واقع به جای کمک به شما در جهت بهبود، موجب تضعیف شما می شود.

اصول گالوی می تواند در بسیاری از حوزه ها اعمال شود و در واقع خودش این کار را انجام داده است، با نوشتن درباره ” بازی های درونی گُلف، موسیقی، اِسکی و کار “.

در ارتباط با تکامل کُوچینگ، کتاب گالوی( www.theinnergame.com ) هسته اصلی و مرکزی ایجاد مُدل رُشد (یک روش ساده برای تنظیم هدف و حل مشکل است که در انگلستان توسعه پیدا کرد و در اواخر دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی به شدت مورد استفاده قرار گرفت GROW Model: ) بود و احتمالاً بانفوذترین مُدل کُوچینگ در سایر حوزه ها.

تحقیقات خانم دکتر ویکی جِی. بروک که اولین مطالعه جامع در مورد تاریخ و ریشه های کُوچینگ بود، ۸۲ نفر را نشان داد که در توسعه کُوچینگ تاثیر گذار بودند اما از این تعداد، تنها تعداد کمی پُر رنگ تر بودند که گالوی یکی از آنها بود و تعداد قابل توجهی از پاسخ دهندگان به این تحقیق، به تاثیر قابل توجه ایشان بر کُوچینگ بیشترین امتیاز را دادند.

بر پایه همین تحقیقات از ۱۳۱۰ کُوچ، آقای وِرنِر اِرهارد (www.wernererhard.com ) دومین فرد تأثیر گذار بر کُوچینگ بود، هرچند که زحمات ایشان تنها به نام آقای توماس جِی.لئونارد به عنوان فرد کلیدی و اصلی توسعه و گسترش کُوچینگ نامگذاری شد.

وِرنِر هانس اِرهارد یک نویسنده و سخنران آمریکایی است که برای تأسیس و اجرای ” est: Erhard Seminars Training ”  یا سمینارهای آموزشی اِرهارد در موسسه اِسالان که مجموعه کارگاه های فشرده آموزشی خود توانمندی بود شناخته شده تر است، جنبش انسانی مستقلی که در دهه ۶۰ میلادی شکل گرفت و طی سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۳ در مورد سلامتی و تحول شخصی اجرایی شد.

آقای وِرنِر اِرهارد به طور گسترده ای در مورد تفکر انتقادی، مُدل های تحول و برنامه های کاربردی، رهبری، تحول فردی و سازمانی، نویسندگی و سخنرانی کرده است.

بر پایه نظرات آقای ژوزف اُ.کانُور و خانم آندریا لاجِس ( O’Connor and Lages 2007 )، آقای اِرهارد عامل تغییر اساسی و شکل گیری نقطه اوج کُوچینگ شناسایی شده است و همین بس که در تحقیقات خانم دکتر ویکی جِی.بروک نیز که مبداء شناسایی و ریشه های شکل گیری کُوچینگ شناخته می شود، حدود ۳۰٪ از کسانی که به عنوان تأثیرگذارترین کُوچ ها شناخته شده بودند، ارتباط نزدیکی با اِرهارد داشتند.

نسل مُرَوِّجین( دهه ۱۹۸۰ ):

داستان توماس جِی.لئونارد از ” est: Erhard Seminars Training ”  و وِرنِر اِرهارد شروع شد.

در سال ۱۹۹۱ اِرهارد از کسب و کار خودش را بازنشسته کرد و مالکیت فکری اش را به گروهی از کارکنان سابقش که  Landmark Education  را راه اندازی کرده بودند فروخت، مجموعه ای که در سال ۲۰۰۳ به Landmark Worldwide تغییر نام داد و همچنان گهگاهی با اِرهارد مشورت می کند.

توماس جِی.لئونارد ( Thomas_j_Leonard ) که در دهه ۱۹۸۰ کارمند est بود و همزمان به عنوان مدیر بودجه Landmark Education   با این مجموعه همکاری می کرد به عنوان یک مشاور مالی، متوجه شد  مردمی که اغلب برای گرفتن توصیه های مالی به او مراجعه می کنند بیشتر از آنچه که به نظر می رسد، مسائل مالی تنها بخش کوچکی از مشکلاتشان است و آنچه که واقعاً به دنبالش هستند توصیه های عمیق زندگی است.

بنابراین توماس جِی.لئونارد باتوجه به ذهنیت و پیشینه تخصصی مالی و شمّ تجاریش و همینطور تجربیات کسب کرده از دو مجموعه est و Landmark Education  و با استفاده از الگوها، تکنیک ها و ابزارهای مورد استفاده این دو مجموعه شروع به ارائه خدمات مشاوره ای زندگی کرد، متُدولوژی کُوچینگ شکل گرفت و خودش را کُوچ معرفی می کرد.

با این وجود، از توانایی ویژه او برای جمع آوری دانش از منابع مختلف و ترکیب آنها از راه های جدید که نشان دهنده قدرت تفکر جانبی اوست کم نمی شود، قدرتی که موجب انتقال دانش حوزه مالی به حوزه توانمندسازی  با استفاده از دانش رشته های مختلفی که کسب کرده بود از جمله کسب و کار، روانشناسی و توسعه شخصی گردید .

توانایی ویژه تفکر جانبی توماس جِی.لئونارد بود که آقای ژوزف اُ.کانُور و خانم آندریا لاجِس بر پایه تئوری نقطه اوج آقای مالکوم گِلَدوِل از او به عنوان یک متخصص یا خُبره یاد می کنند و تحقیقات خانم دکتر ویکی جِی.بروک هم بر پایه همین تئوری بر سهم قابل توجه آقای توماس جِی.لئونارد به عنوان تدوینگر توسعه و رواج دهنده دهان به دهان کُوچینگ، ایجاد محبوبیت، بین المللی کردن و قانونمند کردن این حرفه در دهه ۱۹۹۰ میلادی صحه می گذارد، کسی که موسس  Coach U، ( ICF: International Coach Federation ) و coachville بود و به عنوان مدیر دپارتمان مالی ( IAC: International Association of Coaching ) نیز در تأسیس آن نقش اساسی داشت و همچنین مشارکت جدی در تأسیس  ( CTI: The Coaches Training Institute ).

توماس جِی.لئونارد علاوه بر اینها در ایجاد و راه اندازی سازمان ها و شرکت های کُوچینگ دیگر نیز مشارکت فعال داشت.

همانگونه که آقای توماس جِی.لئونارد در ترویج و گسترش کُوچینگ در ایالات متحده آمریکا نقش مهمی داشت، آقایان جان ویتمُور ( عکس سمت چپ تصویر ) و گراهام اَلِکساندر  ( عکس سمت راست تصویر ) هم در بریتانیا و اروپا تأثیر گذار بودند، درواقع آنها به صورت ویژه ای مُرَوِجین ایده های کتاب ” بازی درونی تنیس ” تیموتی گالوی بودند.

بر پایه تحقیقات خانم دکتر ویکی جِی.بروک، آموزه های تیموتی گالوی توسط ویتمور و اَلِکساندر رویکرد ” بازی درونی ” را در سال ۱۹۸۱ برای بریتانیا و اروپا به ارمغان آورد و این رویکرد را کُوچینگ نامگذاری کردند.
اَلِکساندر آموزه های est  اِرهارد و ایده های بازی درونی گالوی را برای بسط و توسعه یک مدل جدید کُوچینگ در سال ۱۹۸۵ باهم ترکیب کرد که بسیار تأثیرگذار بود، رویکردی که مدل رُشد ( Grow Model ) نام گرفت.

از طرف دیگر، ویتمُور در سال ۱۹۹۲ ایده های گالوی را در زمینه کُوچینگ کسب و کار در کتاب کُوچینگ برای عملکرد ( Coaching for Performance ) منتشر کرد که موجب محبوبیت هرچه بیشتر مدل رُشد ( Grow Model ) شد، آنچنان که خانم ویکی جِی.بروک از او به عنوان اولین کسی که باعث شد کُوچینگ به عنوان یک حرفه مجزا و مستقل ظهور پیدا کند یاد می کند.

نسل حرفه مستقل ( دهه ۱۹۹۰ و به بعد ):

از نظر آقای ژوزف اُ.کانُور و خانم آندریا لاجِس ( O’Connor and Lages 2007 ) نقطه اوج واقعی در گسترش کُوچینگ احتمالاً اواسط دهه ۹۰ بود، زمانی که واقعاً کُوچینگ کسب و کار بال پرواز پیدا کرد و از این بین آی.بی.اِم ( IBM ) اولین شرکت بزرگی بود که از کُوچینگ در قالب توسعه فردی به عنوان یک راهبُرد در جهت بهبود عملکرد پرسنل در کسب و کار استفاده کرد.

  • در دهه ۹۰ میلادی شاهد تغییرات زیادی در ماهیت کسب و کار هستیم، مثل کوچک شدن شرکت ها، برون سپاری کار به پیمانکاران و تغییر نگرش و نحوه برقراری ارتباط مردم با کار که بر خلاف گذشته و به جای ماندن در یک شغل برای یک عمر، به طور متوسط مردم سه بار تغییر شغل دادند.
  • از دست دادن پرسنل خوب برای یک سازمان می تواند هزینه بر باشد و آموزش مداوم به حفظ افراد خوب کمک می کند اما مشخص شده است که آموزش صرف کافی نیست، به جهت اینکه مردم اغلب آنچه که آموخته اند را در جریان کسب و کار فراموش می کنند و کُوچینگ به تحکیم و تقویت آموخته ها از آموزش و حفظ اثرات آن در دراز مدت کمک می کند.
  • کُوچینگ همچنان، برای مقابله با فشارهای ناشی از استرس و زمان های پُر تنش جامعه امروز بسیار تسهیل کننده است.
  • با ظُهور و افزایش سازمان های مسطح ( سازمان هایی که از ساختار سازمانی هرمی تبعیت نمی کنند ) که موجب حذف بسیاری از سطوح مدیران میانی سابق شد با چالش خلاء رهبری نیز مواجه هستیم که در این میان، کُوچینگ اجرایی و کسب و کار ، با ارائه یک ارتباط تعاملی برپایه گفتگوی مداوم با کارکنان، این نقش را به جای آموزش و مشاوره صرف به خوبی بعهده گرفته خلاء موجود را پُر می کند.

خانم ویکی جِی.بروک استدلال می کند که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ شاهد ظُهور کُوچینگ به عنوان یک حرفه مستقل هستیم و شاخص های شناسایی این تغییرات را رشد چشمگیر کُوچینگ و شکل گیری ذهنیت پذیرش عموم جامعه نسبت به آن می داند.

به گفته مِریام و بِراکِت ( Merriam and Brockett 1997 ) ، حرفه ای سازی یک رشته با افزایش انجمن های حرفه ای، ادبیات و تحصیلات تکمیلی آن قابل شناسایی است و دهه ۹۰ هم شاهد ظُهور انجمن کُوچینگ حرفه ای، برنامه های آموزشی و نشریات مرتبط بوده است و بنابراین باتوجه به تمامی این عوامل و بنا به ادعای خانم بروک، کُوچینگ تا سال ۲۰۰۰ به نقطه اوج خود رسیده و به طور گسترده ای شناخته شده است.

ارسال نظر

آدرس ایمیل منتشر نخواهد شد .فیلد های ستاره دار ضروری می باشد